دنیای فانتزی
دم در بده بفرمایید تو
چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390
منو ببخش عشقم

سلام دوستان

حالتون خوبه؟

ما ک خوب نیستیم

من داغونم مطمعنا علیرضا هم عین منه

یه مشکلی واسمون پیش اومده ک میخوام شما بهم کمک کنید

شمایی ک منو علیرضا رو میشناسین

شمایی ک میدونین من چقدر علیرضا رو دوست دارم

اونایی ک میدونن این یه سال ک اومدم وبلاگه علیرضا هر چی پست زدم واسه علیرضا بوده

پستایی ک با عشق زدم

پستایی ک به عشق اون زدم

شمایی ک میدونید بدون اون میمیرم

شمایی ک میدونید نمیتونیم از هم دور باشیم

شمایی ک میدونید

 بهمون کمک کنید

به هر دومون کمک کنید

منو علیرضا با هم دعوامون شده و از دیروز باهم قهر کردیم

سر یه چیزی ناراحت بودم

ناراحتیم سر یه چیز دیگه بود و با علیرضا مشکلی واسم پیش نیومده بود

به علیرضا گفته بودم ک وقتی نیمه شعبان میشه من همش ناراحتم

بهش گفته بودم نیمه شعبان واسه خیلی ها عید و شادی هستش اما واسه من یاداور یه حادثه ی تلخه

من چند سال پیش یکی که واسم عزیزترین بود رو از دست دادم

جلو چشمام پرپر شد

از اون روز به بعد نیمه شعبان ک میشه همش ناراحتم و گریه میکنم

شبش خیلی حالم بد بود اما به روی خودم نیوردم

اومدم وب و اپ کردم

تبریک گفتم

خواستم فراموش کنم ک سالگرد ازدست دادن اون عزیز منه

اون روز بیشتر از همیشه به علیرضا زنگ زدم

همش میخواستم باهاش باشم تا فکرم درگیر اون حادثه نشه و همش نیاد جلو چشام

اون روز ک من این همه به علیرضا زنگ میزدم برعکسش اون واسم وقت نداشت

همش میگفتم کار دارم

جالب بود ک علیرضا ک منو اینهمه خوب میشناسه اما اون روز نفهمید چرا این همه بهش میزنگیدم

نفهمید که چه مرگم شده

اون میدونه چقدر حساسم

اما اون روزی ک این همه بهش احتیاج داشتم نمیتونست کنارم باشه

شبش هم همینطور

بهش گفتم دلم گرفته اون به جای اینکه حالمو خوب کنه همش مسخره بازی در میورد

اخر شب با هم حرف زدیم اما اون همش میگفت خوابم میاد

برعکس شبای دیگه ک تا دم صبح بیدار بودیم و تل میحرفیدیم

 اون شب علیرضا همش خوابش میومد 

بهم شب بخیر گفتیم و اون رفت بخوابه

۳۰ مین بعدش بهش اس دادم هنوز بیدار بود

بهش زنگ زدم چون داشتم از فکر کردن به اون شب تلخ دیونه میشدم

و تنها راهش این بود ک با علیرضا باشم تا دیگه به اون موضوع فکر نکنم اما علیرضا همش عصبی میشد

نمیدونم چرا این روزا همش عصبیه

همون شب هم بهش گفتم تو دیگه عین قبل نیستی

به شوخی بهش گفتم من علیرضای خودمو میخوام

اون شب ک علیرضا خوابیده بود من تا صبح داشتم گریه میکردم

صبح خیلی سرم درد میکرد

تمام شب بیدار بودم و داشتم گریه میکردم

ظهر علیرضا زنگ زد

اول جواب ندادم چون حال خوبی نداشتم

اما بعدش جواب دادم

یه چیزی ازم خواست و منم گفتم چشم و بعدش بای دادم

دوباره زنگ زد و گفت ک چم شده از چیزی ناراحتم

اما من بهش گفتم نه چیزیم نیست حالم خوبه و بای دادم

باز زنگ زد و عصبانی شد ک چرا همش قطع میکنم

گفت حالت خوبه؟

بهش گفتم اره!

جون خودش و قسمم داد

گفت بگو جون علیرضا

منم چون اون عزیزترینه واسم گفتم قسم نمیخورم و قطع کردم

ازش خواستم اگه تلشو جواب ندادم به خواهرم نزنگه

اون گفت میخوای چیکار کنی ک من عصبی شدم و با تندی جوابشو دادم

بهش گفتم فراموشم کن

گفتم جون عزیزترینت فراموشم کن

گفتم مگه نگفتی خسته ای(اخه شب قبلش چند بار گفت ک خسته شده)

منم بهش گفتم اگه خسته شدی فراموشم کن

اما هیچ بی احترامی نکردم

هیچ وقت بی احترامی نکردم بهش

اره میدونم حرف خوبی نزدم

اما چند ساعت نگذشته بود ک زنگ زدم تا از دلش دربیارم

اون خودش میدونه ک طاقت ندارم ناراحتی شو ببینم

  هر وقت حرفی میزنم ک ناراحت میشه از دلش در میارم

اما اون روز نمیزاشت من حرف بزنم ک

همش داد میزد

حرفای خیلی بدی میزد

خیلی از حرفاش ناراحت شدم اما از اینکه ناراحتش کرده بودم ازش معذرت خواهی کردم

بهش گفتم علیرضا منو ببخش

اما اون همش داد میزد سرم

شبش باز بهش چند تا اس دادم

اخر شب هم بهش زنگ زدم اما اون هنوز اعصبانی بود و نمیخواست منو ببخشه

امشب میخواستم بهش بزنگم اما گفتم شاید هنوز عصبیه

 واسه همین اومدم از شما بخوام ک بهش بگین منو ببخشه

میدونم کار خوبی نکردم ک دلشو شکستم

 اما یه وقتایی خودشم دل منو می شکست  اما من همیشه می بخشیدمش

چون دوسش دارم می بخشیدمش

حالا نوبت اونه ک منو ببخشه

علیرضا جونم میدونم کار خوبی نکردم

میدونم دلتو شکستم

واسه همین اومدم اینجا اینارو میگم

منو ببخش گلم

ممنو ببخش نفسم

منو ببخش عشقم

ما ک بدون هم نمیتونیم زندگی کنیم

ما ک نمیتونستیم یه لحظه از هم دور باشیم

اگه صبایی رو دوست داری ببخشش

میدونی ک نمیتونم دوری تو تحمل کنم

من دیشب شب بدی رو گذرنوندم

اره میدونم زیر قولم زدم

اما این کارو کردم ک بدونی دوست دارم و اون حرفا حرف دلم نبود

میخواسم دیگه نفس نکشم اگه تو نفسم نباشی

میخواستم بهت ثابت کنم ک حاضرم واسه خاطر تو جونمم بدم

منو ببخش عشقم

منو تو ک عشق همیم پس چرا اینجوری میکنی گلم

منو ببخش عشقم

اینا رو دارم با گریه تایپ میکنم

اگه نباشی کنارم اروم اروم میمیرم

بخدا میمیرم نفسم

تو ک میگفتی شبایی ک کنارت نباشم خوابت نمیبری

تو ک میگفتی تنها کسی ک میتونه ارومت کنه منم

میدونم الان دلت گرفته

میدونم حالت خوب نیست

میدونم گلم

من ک می شناسمت

پس چرا قهر کردی

اگه دوسم داری برگرد

الان بیشتر از همیشه به هم احتیاج داریم

دیگه گریه نمیذاره بنویسم